|
1 - تبعات سلب اختيار از بانكها در خصوص نحوه مصرف منابع قرضالحسنه (دنياي اقتصاد - 21/01/87) 2 - به مناسبت سقوط 10پلهاي جايگاه ايران در تحقق دولت الكترونيكي (دنياي اقتصاد - 06/12/86) 3 - تحليلي بر نگاه دولت به مساله تورم (دنياي اقتصاد - 04/07/86) 4 - بانک قرضالحسنه و اقدامات پيشرو (دنياي اقتصاد - 27/06/86) 5 - ملاحظاتي در باب طرح سهميهبندي بنزين (دنياي اقتصاد - 31/05/86) 6 - حاشيهاي بر خصوصي سازي بانكهاي دولتي (دنياي اقتصاد - 11/05/86)
|
يادداشت حاشيهاي بر خصوصي سازي بانكهاي دولتي دكتر فرهاد فائز
هر اندازه كه زمان تحقق شعار خصوصيسازي بانكهاي دولتي در قالب عرضه در بورس اوراقبهادار نزديكتر ميشود، ابعاد جديدتري از انتظارات دولت و شخص رياستجمهوري از سيستم بانكي كشور رخ مينمايد. در يكي از آخرين اظهارنظرهاي رسمي، از اينكه بانكها براي سودآوري بيشتر، سرمايهگذاري ميكنند، ابراز نارضايتي شده و از بانكها درخواست شدهاست سپردههاي مردم نزد خود را به صورت قرضالحسنه در اختيار خود مردم بگذارند. اين موضعگيريها گرچه در بادي امر دلنشين و مقبول به نظر ميرسند، ولي انتقادات اساسي نيز به آنها وارد است كه البته پرداختن به همه آنها فرصت فراختري ميطلبد. در اين مجال، تعارضات چنين ديدگاههايي با موضوع خصوصيسازي بانكهاي دولتي كه هماينك در دستور كار دولت قرار گرفته است، بررسي ميشود. 1 -بيترديد انگيزه كسب سود اصليترين دليل تمايل مردم به خريد سهام محسوب ميشود و خريداران احتمالي سهام بانكهاي دولتي نيز از اين قاعده مستثني نيستند. در شرايطي كه بانكها نتوانند براي سودآوري، مبادرت به سرمايهگذاري نمايند و در يك كلام نبايد دنبال تحصيل سود باشند، قانع نمودن سرمايهگذاران براي خريد سهام بانكها بسيار دشوار و چه بسا غيرممكن خواهد بود. 2 -تجربه دو سال گذشته نشان داده است كه مديران بانكهاي دولتي كه خود از سوي دولت، به عنوان سهامدار مطلق، منصوب ميشوند، كمترين مقاومتي در برابر ابلاغيههاي بانكي دولت نداشته و اختلاف سليقه ايشان با اركان دولت، حتي منجر به بركناري آنان نيز شده است. لذا دور از ذهن نيست كه تصور كنيم مديران فعلي بانكهاي دولتي افرادي هستند كه به طور كامل در مسير برآوردن اهداف دولت گام برميدارند و بعضا حتي از اعلام صريح نظرات كارشناسي خود خودداري ميكنند. مصداق اين ادعا، پذيرش كم چالش نرخ سود 12درصدي سود تسهيلات (و به تبع آن تقليل نرخ سود سپردهها) از سوي بانكهاي دولتي است كه با وجود نرخ تورم بيش از 13درصدي و استدلال شوراي پول و اعتبار مبني بر مشكلات كارشناسي اين تصميم، اين سوال اساسي را مطرح نموده است كه در چنين شرايطي چگونه از مديران دولتي ميتوان انتظار داشت كه به سودآوري بانكهاي متبوع خود و حفظ منافع سهامداران بپردازند. 3 - براساس اعلام سازمان خصوصيسازي، 5درصد سهام بانكهاي دولتي از طريق بورس در معرض خريد سرمايهگذاران قرار خواهد گرفت. صرفنظر از اين موضوع كه بازار سهام ايران تا چه حدي توان تحمل چنين عرضهاي را خواهد داشت و حتي با فرض تحقق اين امر، باز هم اختيار مديريت اين بنگاهها تا مدتها در دست بزرگترين سهامدار آن، يعني دولت خواهد بود كه اعتقادي به سودآور بودن بانكها ندارد. 4 - از طرف ديگر عدم استقلال بانك مركزي از دولت، نقش اين بانك را از سطح «سياستگذار كلان اقتصادي كشور» به «ابلاغكننده نظريات دولت به شبكه بانكي» تقليل داده است و لذا اميدي به موضعگيري بانك مركزي در قبال تصميماتي كه بانكهاي دولتي را به سازمانهاي خيريه و غيرانتفاعي تبديل ميكند، هم نيست. بيشك، سياست فعلي احتمالا در دوسال آينده ادامه خواهد داشت و لذا چشمداشت سود از سهام بانكهاي دولتي طي دوسال آتي، تصوري عبث خواهد بود. اين در حالي است كه بانكهاي خصوصي كشور نيز كه گمان ميرود از آزادي عمل بيشتري برخوردار باشند، به طور كامل تحت كنترل سياستهاي بانك مركزي و تبعا دولت هستند (از لزوم تاييد مديران منتخب مجامع مربوطه توسط بانك مركزي گرفته تا ضرورت اعمال نرخ سود ابلاغي دولت) و بررسي روند نزولي قيمت آنها در بازار سهام، در دوسال اخير نشاندهنده ميزان تاثيرپذيري قيمت سهام بانكهاي خصوصي از ديدگاههاي جديد در قبال سيستم بانكداري كشور است. 5 - بدين ترتيب، ابراز و اعمال سياستهايي كه منجر به عدم سودآوري بانكهاي دولتي ميشود، در تعارض جدي با تحقق هدف خصوصيسازي آنها است. نبايد فراموش كرد كه بخشخصوصي براي سرمايهگذاري در زمينههايي كه اميدي به سودآوري آن، حداقل در ميان مدت، نباشد، انگيزهاي نخواهد داشت. لذا ضروري است دولت در تعريف خود از بانكداري تجديدنظر نموده و جهت روشن شدن افكار فعالان اقتصادي، صريحا مشخص نمايد كه در صورت برآورده شدن آرمانهاي دولت در سيستم بانكي (مطابق نظرات رييسجمهور)، چه تدبيري غير از كمك مستقيم به بانكها را براي بقاي اقتصادي و ممانعت از ورشكستگي آنها مدنظر دارد. شايد هم انگيزه ديگري غير از «انتظار سودآور بودن» براي تشويق سرمايهگذاران به خريد سهام بانكهاي دولتي وجود دارد كه نگارنده و بسياري ديگر از آن بيخبرند. به هرحال در صورتي كه شفافسازي صورت نگيرد و ابهامات موجود تداوم يابد، موضوع خصوصيسازي بانكهاي دولتي به طرحي از پيش شكستخورده تبديل خواهد شد. براي ديدن اين يادداشت و ساير مطالب مرتبط در سايت روزنامه ، اينجا را کليک کنيد. |